خاطرات خنده دار وسوتی های ک اول های عقد دادین

بیایدد از شیرینترین خاطراتمون بگیم

خودم شروع کنم ؟؟؟؟؟؟ بیاید یکم ذهنمون رو ازاد کنیم از مشکلات و بخندیم و از روزای شیرینمون یاد کنیم

کسی خاطره نداره …بیایید دیگه باهم دور هم باشیم

عشقولیا

الان چن روزه با شوهرم قهرم واس همین هیچ خاطره ی شیرینی ازش ب ذهنم نمیاد

ایشالاااا اشتی میکنی عزیزم …تو همه زندگیا از این قهرا هست اخرش شیرینه اگه خودتون بخوایید

1 Like

منم الان چند روزه قهرم ولی خیلی دلم میخاد اشتی کنم ولی اون بی تفاوته بنظرتون چیکار کنم؟همیشه انقد من کوتاه اومدم که خسته شدم

1 Like

قهرایی که چند روز طول میکشه که دیگه شیرینی زندگی نیست که ،داره زندگی رو خراب میکنه

1 Like

من دوره عقدم سر سفره به شوهرم گفتم
پیاز بخور
کمرو سفت میکنه :sweat_smile::sweat_smile::sweat_smile::sweat_smile:

مادر شوهرم :confused::confused:
شوهرم :sweat::sweat::sweat:
بعد هم من :smiley::smiley::smiley:

چون فکر میکردم
یعنی اگه وسیله سنگین بلند کنی دیگه دیگه کمر درد نمیگیری :joy::joy::joy::joy:

5 Likes

دقییییییییییقا تو حال و شرایط منین کاملا میفهممتون ولی این بار دیگه نمیخوام برم جلو گرچه خودم دارم نابود میشم داز طرفی چون دعوامون کمی این بار کش دار بود و خونواده هام فهمیدن بعید نیس من پا پیش بذارم جواب رد باشه

:joy::joy::rofl::rofl::rofl::+1:

1 Like

وای چی گفتی :sweat_smile:

1 Like

من تازه عقد کرده بودم خانواده همه نشسته بودن شوهرخواهرم و داداشم بودن شوهرم تماس گرفت دستم خورد رفت رو پخش اونم داشت قربون صدقه میرفت و باقی ماجرا انقدر هول شدم از پخش درش بیارم نزدیک بود بیفته پارچ آب خلاصه سرخ شدم بیشتر از شوهرخواهره و داداشم خجالت کشیدم :sweat_smile:

2 Likes

ایول :+1::+1::+1:
آدم هنگ میکنه :sweat_smile::sweat_smile::sweat_smile:

هنوزم یادم می افته پیش خودم خجالت میکشم
چون وقتی رفتیم تو اتاق شوهرم تفسیرش کرد :sweat_smile::sweat_smile::sweat_smile::sweat_smile:
منم :astonished::astonished::astonished::astonished::astonished:
:joy::joy::joy::joy::joy:

2 Likes

روز عقدم کسی بهم نگفته بود بعد سه بار که عاقد پرسید وکیلم باید بله بگم ، من همون اول گفتم بله محضر رفت رو هوا :neutral_face::face_with_raised_eyebrow:

2 Likes

دو روز از عروسیم گذشته بود همه خانواده شوهرمم جمع بودیم خواهر شوهرم شوهراشون همه بودن پدر شوهرم گفت خوب عروسی بدون مشکل حل شد منم برگشتم گفتم اره بدون دردو خون ریزی تیکه کامل دایمه بدون درد خون ریزی وای دیدم همه منو نگاه میکنن بعد چند دقیقه فهمیدم وای چی گفتم از خجالت اب شدم :joy::joy::joy::joy::joy::joy::joy::joy:

4 Likes

نمیدونم چرا این سوتیا جلو بقیه اتفاق میفته :joy:

1 Like

وای این از کجا اوردی دختر:rofl::rofl::rofl:

:joy::joy::joy::joy:خوبه نگفتن دختر هول بوده

مسئولیت محتوای ارسال شده بر عهده شخص منتشر کننده است و مامی‌گپ هیچگونه مسئولیتی در قبال مطالب ارسالی کاربران ندارد.