دعوا باهمسر

من هروقت با شوهرم دعوا میشه نمیتونم جوابشو بدم سریع اشکم در میاد بدم اومد از خودم ک نمیتونم دفاع کنم شما چ راهی پیشنهاد میکنید
نمونش همین امشب خیلی گریه کردم میترسم برای بچم مشکلی پیش بیاد شوهرم اصلا درک نمیکنه ک حامله ام نباید ب زن حامله استرس وارد کرد از حق نگذریم خیلی مرد خوبیه منم دوسش دارم خیلی

1 Like

منم مثل شمام همش گریه میکنم اشکم در میاد منم از خودم نمتونم دفاع کنم باید گریه کنم تا تخلیه شم بعد اروم میشم

3 Likes

بیشتر ازهمه این ادم اذیت میکنه که توقع ازش نداری باهات اینجوری صحبت کنه داد بزنه

من با کتک کاری اون آروم میشم:neutral_face::neutral_face::neutral_face::neutral_face:باید هیچی هم نکنم ی مشت بهش بزنم

منو شوهرم هم خداروشکر خیلی با هم خوبیم ولی خب دعوا هم داریم، اوایل سمتش نمیرفتم
الان ازش ناراحتم تو همون گریه میگم بغلم کن بغلم میکنه بعد کم کم با هم حرف میزنیم همچی تموم میشه :joy:

3 Likes

یاد بگیر ک گوشه نشینی نکنی باهاش حرف بزن، الان انقد اون عادت کرده من بعد دعوا سمتش نرم عذا میگیره

3 Likes

من ک وسط دعوا اشکم سریع میریزه شوهرمم خیلی حساسه رو گریه کردنم زودی میاد نازم میکنه
بعضی موقه ها هم عصبی میشه بیشتر میگه فقط گریه نکن توروخدا

3 Likes

چه باحال
اخه من بهم بگن
پخ

اشکم در میاد
اما تا حالا توجه نکرده بودم
که
وقتی دعوام میشه اصلا اشکم درنمیاد :sweat_smile::sweat_smile::sweat_smile:
بعد شوهرم میره بیرون :walking_man:‍♂:walking_man:‍♂
تازه اون موقع همچین گریه میکنم که سردرد میگیرم :sob::sob::sob:

خخخخخخخخخخ
یادم باشه این سری بیا فتم گریه ببینم چی میشه :joy::joy::joy::joy:

2 Likes

تازه وسط دعوا
فوق العاده حواسم جمع :ok_hand::wink:
فکرم خوب کار میکنه :ok_hand::ok_hand::ok_hand:
عصبانیتمو خیلی خوب کنترل میکنم:ok_hand::ok_hand:
اخه
همه چیز مسخره به چشمم میاد :sweat_smile::sweat_smile:
اصلا نمی فهمم که چرا باید دعوا بشه
ولی شوهرم
زود جووووووووووش :sunglasses::sunglasses::sunglasses:
من همش میگم
خوب اروم باش
برو بیرون دوری بزن
برو تواتاق حالت جا بیاد
بیا اب بخور
یا کلا حرف نمیزنم

خخخخخخخ

ولی این دفعه اگه یادم نره
می افتم گریه :joy::joy::joy::joy::joy::sob::sob::sob::sob::sob:

و

2 Likes

دمت گرم خدایی :joy::wink:

1 Like

وا منم زود گریه میکنم فک میکردم فقط منم ک زود گریه میکنم

2 Likes

ن خواهر خیلیا هستن

1 Like

س منم تاديشب باش دعواکردم…اونم خودش مقصربود سر پسرمون…اذيتش کرد بعد هي بم فوش ميداد.منم عصباني شدم باش بحثم شد،هي بم ميگفت بروخونه بابات.منم بدجورعصباني شدم.زدم ازخونه بيرون .خيلي پياده راه رفتم .هرباردعوام ميکنه بم ميگه دنبال بهونه اي،نشد ي روز ازش راحت باشم بدبختم کرد،نميگه زنه حاملس چيزيش ميشه،آدماي بيرحمي ان.خدالعنتشون کنه.موندم چيکارکنم بااين عذابي ک ميکشم.خونوادم هم قبول نميکنن ازش جدابشم.چندين بارقهرميکنم بهشون نميگم تادردسر نشه.خداهم هرچي ازش طلب کمک ميکنم بيفايدس.ن نذرونيازم فايده داره ن چيزي.انگارخدا خودش دوست داره عذاب بکشم

4 Likes

وقتی بهت میگه برو خونه بابات بگو زندگی نساختم ک بزارمش برم، با ناز بگو خونه مال من ناراحتی تو برو
بعدشم برو یجا بشین تا بیاد سمتت اصلا بیرون نرو عادتت میکنه هی بیرونت میکنه
باز خوبه تو یه بچه داری الانم بارداری دیگه نیازی ب توجه زیاد نداری خودت سرگرم کن تا بیاد سمتت

1 Like

هيچوقت نمياد سمتم،همش کم محلي ميکنه،اصلانشد تواين چندسال ي روزخوش ببينم ازش،مدام زجرم ميده.خوبه خونه براخودش نيس.رهن نشستيم.،بخداگناه من چيزي نبوده ک بگم خودم مقصربودم،همش خودش دعواراه ميندازه بعدميگه خودت غيرقابل تحملي،همين حرفاش داغونم کرده مريضم کرده،نميگه يتيمم ،نميگه باردارم برابچه ضررداره.دل بيرحمي داره.دهن لقه،ن خداچاره اي برام درست ميکنه ن کسي،خسته شدم.همش دعاميکنم يا طلاق بگيرم يا بميرم راحت بشم.نشدزندگي،هرباربش ميگم خستمه غرميزنه،هربارميبينه بسختي پاميشم ياميشينم متلک پرت ميکنه،ياهربارآشتي باهم ميکنيم بم ميگه ازروعصبانيت بوده…بعدش مدام تکرارميکنه حرفاشو…بخدايي ک اين قسمت بد رو برام نصيب کرده اين آدم طبيعي نيست…مريضه.روانيه…بدبخت منم ک گيرهمچين آدمي افتادم…خدابدبخت کنه اونايي ک واسطه شدن برام .گولم زدن .آهم بگيرتشون ايشالا

3 Likes

همش تقصيرخونوادمه،چندين باربهشون گفتم من طلاق ميخوام اين آدم عوض بشونيست…هي ميگن ياتحمل کن يا درآخر خوب وبهترميشه…ولي من نااميدم خواهرا،اگه هفته اي ي بار اذيت کنه خداروشکرميکنم،ولي اون هرروز باغرزدناش يا سرهرچي دعوام ميکنه.همش پاي خونوادمو وسط ميکشه فوش ميده

2 Likes

وقتی اینجوره اصلا سمتش نرو یکم سرسنگین باش باهاش
ب خودت برس ماسک بزن اهنگ بزار یکمم ندیده بگیرش

1 Like

منم زود گریه میکنم و با گریه میگم منو ببر خونه مامانم .میخوام برم پیش مامانم :pleading_face:
. وانجاست که دعوا تموم میشه و بغلم میکنه و نازمو میخره .میگه چرا مثل بچه ها میشی :sweat_smile:

2 Likes

من گریه نمیکنم
آخه دعوامون جوری که داریم حرف میزنیم یهو قهر میکنیم دیگه حرف نمیزنیم به بحث و جدال نمیکشه :blush:موقع آشتی هم خجالت میکشم باهاش حرف بزنم انگاری تازه دیدمش :woman_facepalming:

3 Likes

ازوقتي مادرم فوت شد ديگه حوصله آهنگ و اين جور چيزا رو ندارم.چندبارامتحان کردم گريه ميکنم…ديگه گوش نکردم

1 Like