رضایت از ازدواج

سلام خانوما :blush:

به نظر شما ازدواج کردن ارزش داره؟

دوران مجردی رو بیشتر دوست داشتید؟ اگر بله چه چیزهایی شما رو دلسرد کرده؟

ازدواج در کل چیز بدی نیست، ولی شبیه تصوراتمون هم نیست :thinking: شاید اگر سبک زندگی متفاوت تری داشتیم، بیشتر کتاب میخوندیم، بیشتر ورزش میکردیم، سفر میرفتیم، مهمونی میرفتیم، شب ها قدم میزدیم، مستقل تر بودیم، یا دوستای بیشتری داشتیم فکر ازدواج به سرمون نمی‌زد :no_mouth:

نظرتون رو بگید، دوست دارم بشنوم :upside_down_face:

5 Likes

سلام.
بستگی به طرفین داره که چقدر متاهلی رو برای هم سخت بگیرن
من البته مجرد بودم اصلا دلم به ازدواج راضی نبود طفلکی مامانم ناامید بود اگه میگغتم فلانی پیشنهاد ازدواج داد میگفت به من چه تو که رد میکنی چرا میگی.
تا به همسرم رسید کاملا سنتی ازدواج کردیم:laughing::laughing:
باورم نمیشد یه روزی سنتی ازدواج کنم چون معتقد بودم اول عشق بعد ازدواج.
من تو دنیایی مجردی به چیزای که میخواستم رسیدم واقعا مادرم بهترین دوستم بود خانوادم خیلی درکم میکردن سرکار میرفتم خونه خریدم.و از نظر فکری آزاد ازاد بودم میترسیدم خیلی
خانواده شوهرم شش ماه رفتن و اومدن تا بله گفتم.
خداروشکر همسرم روشنفکر و اصلا منو توی منگنه نمیذاره.در واقعه الانم مث مجردیه.چون نمیگه چرا بیرون میری خونه مامانت میری چرا موهات اینطوره چرا لباس اونطوره چرا ارایش زیاده.شایدم میدونه دوستم مادرمه و یه دوست دیگه که ازم دوره.
درواقعه انتخاب درست همه چی و راحت میکنه و فرقی توی مجردی و متاهلی حس نمیشه به شرط عهد و وفاداری و انسانیت.چون کاملا معتقدم زمین گرده و دست طبیعت میزنه.
البته خانواده همسرم با من دشمنن:joy::joy::joy:

1 Like

من از ازدواجم راضي ام.
من وقتي فارغ التحصيل شدم سركار رفتم و از لحاظ مالي مستقل بودم و واسه خودم ماشين خريده بودم.اهل سينما، باشگاه، رفيق بازي، مهموني رفتن، سفر رفتن، كافي شاپ و سفره خونه و رستوران رفتن بودم. خونه دوستام ميخوابيدم . خلاصه الان كه ازدواج كردم حسرت به دل نيستم و جووني و شيطوني هام را كردم. اصلا اهل ازدواج نبودم تا جايي كه هيچ خواستگاري را تو خونمون راه نمي دادم اما در محل كارم 1 دل نه 100 دل عاشق همكارم شدم و گويا ايشون هم عاشق بنده شده تا اينكه تقريبا 15-10 روز بعد خواهر ايشون تماس گرفت و واسه خواستگاري وقت گرفت و خلاصه ازدواج كردم باهاشون. الانم كه متاهلم يكم مشغله هام بيشتر شده ولي روحيه هيجاني مجرديم به روحيه ارام تبديل شده. الان چيزاي ديگه تو زندگيم دارم. تفريحايي كه قبلا با دوستام ميكردم الان با همسرم انجام ميدم. آرامشم بيشتر شده.متواضع تر شدم. خانوم تر شدم و در كل هم از دوران تجردم راضي بود و هم الان راضي ام و پشيمون نيستم.چون طرفم خوبه.

1 Like

سلام…من ازدواج کاملا سنتی داشتم حتی شوهرمو همکن روز خواستگاری دیدم اما الان واقعا خوشبختم

1 Like

خداروشکر. خوشبخت بشی گلم :heart_eyes:
اون تیکه آخرش اصل مطلبه … :grimacing:

به به، چقدر خوبه که با اطمینان آدم رضایتش رو بیان کنه. :hugs: خوشبخت بشی عزیزم :heart_eyes:

مبارک باشه خوشبخت بشی عزیزم ⁦❤️⁩
تا اینجا همه سنتی ازدواج کرده بودند و گفتن خوشبختن. :rose:

1 Like

ممنون عزيزم :hibiscus::hibiscus::hibiscus:

:blush: :hugs: ( جیک جیک می کند)

ثریا جان واقعا ممنونم ازت که این بحث رو پیش آوردی
من در شرف ازدواجم الان باید مهم ترین تصمیم زندگیمو بگیرم. این صحبت ها خیلی می تونه برام مفید باشه
:rose::kissing_heart::kissing_heart::kissing_heart:

4 Likes

اميدوارم مهم ترين تصميم زندگيتون را به بهترين نحو ممكن بگيريد و قطعا ازدواج به خودي خود بد يا خوب نيست و اين ماييم كه رابطه را ميسازيم و بهش رنگ زشت يا زيبا ميبخشيم.

1 Like

خوشبخت بشی عزیزم⁦ :heart:️⁩
ازدواج مثل یه هندووونه ی در بسته میمونه.
من باز کردم توش آناناس بود :joy: انشالله برا شمام توت فرنگی باشه

1 Like

و همچنین جامعه…

شرایط انقدر سخته که نه میشه تفریح کرد، نه میشه خوشحالی کرد. همه چیز پول میخواد! :neutral_face:

1 Like

به هرحال اگر كيس مورد نظر شرايط اوليه را داشته باشه ، تقريبا ميشه با مشكلات كنار اومد. مثلا اگر ادم با 1 شخص بيكار ازدواج كنه مسلما بيشتر درگير مشكلات جامعه ميشه.

ممنونم عزیزم انشالا شما هم همیشه خوشبخت باشید

فدات شم عزیزم
از دست توووو :joy::joy::joy:

سپاسگزارم

1 Like

درسته… :roll_eyes:

:joy: نصیحتی بود که باید میکردم

2 Likes

سلام منم باهمسرم توکارگاه های مرکزمشاوره ی دانشگاه آشنا شدیم ازدوشهر متفاوت همدیگرو دوست داشتیم اما خانواده هامون چون که ازدوشهر متفاوت بودیم وبانحوه آشناییمون مشکل داشتن اولش سخت گرفتن (البته الان که مادرشدم درک میکنم که خودمم اگه جای اونا بودم شاید بیشترازین هم سخت میگرفتن چون فرزندهرکسی به نظرمن یکی از بزرگترین سرمایه های زندگیشه)خلاصه باهم ازدواج کردیم اول راه به دلیل تفاوت فرهنگی باهم یکمی اختلاف داشتیم اما الان خدا روشکر خیلی خوبه…خانوادم همسرمو خیلی دوس دارن وخودمم باخانواده همسر عالی…
بطور کلی بنظرم اول زندگی ادم یکم مشکل داره همه اینطورین اما به مرور زمان باشناخت هم دیگه این مشکلات خیلی کم میشه وزندگیت میشه عالی…ازین که ازدواجم سنتی نبوده ناراضی نیستم چون منو همسرم روز به روز داریم بهم نزدیک تر میشیم وهمدیگرو خوب درک میکنیم…باز با اومدن نی نی زندگیمون خیلی قشنگترم شده…
ببخشید طولانی شد…مرسی ازهمه :heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes:

3 Likes
مسئولیت محتوای ارسال شده بر عهده شخص منتشر کننده است و مامی‌گپ هیچگونه مسئولیتی در قبال مطالب ارسالی کاربران ندارد.