قیافه روز عروسیت


(مریم) #163

عزیزدلم خدا رحمتشون کنه
من کاملا احساستو میفهمم
۷سال پیش منم خواهر بزرگم که تنها خواهرمم بود رو توی تصادف از دست دادم :pensive:ـهنوزم که ب اون روزا فکر میکنم مث دیونه ها حالم بد میشه
شاید باورتون نشه شبی که این اتفاق افتاد من انگار برزخ بودم تا صبح کابوس میدیدم ک صبحش خبر وحشتناک … :cry: دادن
از اون موقع ب بعد تا الان هفت سال گذشته شب مرگش ک ۲۸شهریور بود من کابوس میبینم

خدا برای هیچکی این روز و داغ رو نیاره :pensive:


(مریم) #164

چرا فاطمه جونم چی شده مگه؟


(مریم) #165

اسما جونی عزیزدلم اولا که کاش عروسی میگرفتی اما تو بزرگی کردی اگه کسی قدرتو ندونه خودش بی ارزشه نه شما
خدا به نیت آدما نگاه میکنه ان شاالله خدا چنان بهت ببخشه که عروسی نگرفتن برات بی معنی ترین اتفاق زندگیت باشه عزیزم


(پِل پِلی ) #166

:disappointed::disappointed::disappointed::disappointed:
خدا صبر بده :woman_facepalming:t2::woman_facepalming:t2::woman_facepalming:t2::woman_facepalming:t2:


(ابولفضل.کیـــان) #167

ممنونم عزیزم. من کلا ادم دلسوزی ام اما همیشه ضربه اش خوردم اما دیگه گذشته کاش حداقل همسرم قدر میدونست خانواده اش پیشکش


(Shabnam&M) #168

خدا رحمتشون کنه عزیزم
خیلی سخته.میفهمم چی میگین.انشاالله جایگاهشون بهشت باشه
خدا به شما و خونواده صبر بده


(مریم) #169

مرسی رابعه جان
ان شاالله هیچکس داغ جوون نبینه
پدر و مادر همه ام سلامت باشن
واقعا سخته
ما توی زبون محلی خودمون اصطلاحا میگیم
کافرم نبینه چه برسه به بقیه


(مریم) #170

فدات بشم شبنم جان
خدا بیامرزه برادر عزیز خودتم
همنشین ۱۴معصوم باشه ان شاالله


(پِل پِلی ) #171

اره واقعا :disappointed::disappointed::disappointed:


(Shabnam&M) #172

ممنونم عزیزم مرسی :pray:


(ابولفضل.کیـــان) #173

باشه گلم توی فرصت مناسب میفرستم


(پِل پِلی ) #174

مرررررسی :heart_eyes::+1:


(قلقلی) #175

من سیبیل و ابرو داشتم فت و فراوون اهل آرایشم نبودم اصلا روز عروسی وقتی تو اینه نگاه کردم خودم کپ کردم خودمو نشناختم در این حد‌ ولی همه میگفتن خوشگل شدی دنبال ارایشگاهم بودن


(Shima) #176

من ن عقد ن عروسی راضی نبود عقدم ک بزور یه جابردنم منو کرد جادوگر ابروهای نخ…عروسیم کل شیراززیرپاگذشتم اخرش یه جاانتخاب کردم ک منو گندزد…خواهرشوهرم هرچی اصرارکرد برم ی ارایشگاهی ک میگفت نرفتم رفتم گرونتره…پاکسازی ۸۰ میگرفت اونموقع انجام نداد…اصلاداغون…خیلی ساده بودم …وقتی رفتم باغ ارایشی نداشتم …لباسم فقط راضی بودم ۸۰۰ شد ارایشمم ۸۰۰ سال۹۲…شهریور…فیلمبردارمونم خداازباعث وبانیش نگذره گندتر…عکس ی اتلیه فیلمبردارش ازیه اتلیه…کلا نگم براتون ن اصلاراضی نبودم…کلا همینم هرچی بیشتربه چیزی گیرمیدم بدترمیشه…متنفرم ازفیلم عقدم وعروسیم…من حلالشون نکردم ارایشگرم رو…حقه زد…دوست دارم بازغروسی کنم…بازلباس بپوشم ارایش کنم…


(Golar) #177

من آرایش عقدمو خیلی دوس داشتم چون همه چیشو خودم نظر داده بودم و میدونستم چجور ارایشی بهم میاد لباسمم خیلی خوشگل بود همه تعریف میکردن و خوششون اومده بود …
حنابندونمم خیلی خوب بودم هم لباسم هم ارایشم هم مدل موهام همه دوس داشتن …
عروسیم خودم خیلی راضی نبودم ولی خانواده شوهرم میگفتن عالی شدی البته اونم چون خودشون نظر داده بودن …خوب بودا اما زیادی.سفیدم کرده بود من خودم سفیدم از خودمم سفیدتر شده بودم


(حلما) #178

سلام من عروسی،نگرفتم جاتون خالی رفتیم کربلا و واسه شب بازگشتمون مولودی گرفتیم یه ارایش مختصر با یه پیراهن سفید ساده خیلی هم خوش گذشت


(Sorme) #179

ناشکری نکنید .منکه ن عقد داشتم نه عروسی نه حتی ماه عسل خدا نگذره از باعثوبانیش یه کاری کردن همینجوری برم سر زندگیم


(مامان سنا جوون) #181

قیافه روز عروسی
:smirk::smirk::smirk:
انگار بعضی ارایشگرا همون قدر که پول میگیرن واسه همه مواد ارایشی استفاده نمیکنن
بعضیا همه ی هنرشونو رو چهره های خاص و خوشگل پیاده میکنن
که بگی
wow😲
اما خود ارایشگر سبزه من :sunglasses::sunglasses:
عاشق عروسای سفید پوست بود و :rofl::rofl::rofl:
منه سبزه رو
دل به کار نداد :sweat_smile::sweat_smile::sweat_smile:
در صورتی که ارایشگر خوب اونیه که همه رو زیبا کنه
با هنرش:blush::blush::blush:

من که خیلی استرس داشتم
ارایشگر با وجود اینکه فامیل دور بود
وقتی بهش گفتم خط لبمو کج کشیده مداد و رو میز پرت داد که بیا خودت بکش
منم با تمام کم رویی و رودروایسی که داشتم خودمو جمع و جور کردم و خودم خطمو درست کردم
موهامو اصلا خوب درست نکرد و با شب حنا بندانم فرقی نکرد
تنهد فرقش این بود که هایلایت شده بود
خیلی قشنگ موهای بلندم سوخته بود در اثر دکلره:sunglasses::sunglasses::sunglasses::smirk::smirk::smirk:
جوش هایی که قبل عروسی زده بودم کاور نکرده بود:face_with_raised_eyebrow::face_with_raised_eyebrow::joy::joy:
قبل از تالار هم تصادف کردیم ک ماشین کرایه ای صدمه دید و پدر شوهرم با همه مهربونیش
اون شب خط و نشون کشید که از تالار مستقیم و بدون بوق و بق و دور دور برید در خونه :rage::rage::rage::rage::shushing_face::shushing_face:

و خلاصه
با این همه ایراد
الان هر کسی عکسامو نگاه میکنه میگه چه ارایش تمیزی
:sweat_smile::sweat_smile::sweat_smile::sweat_smile::joy::joy::joy::joy::joy::joy::sunglasses::sunglasses::sunglasses::sunglasses::sunglasses::sunglasses::heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes:


(آرزو) #182

چه خاطره بامزه ایی


(آرزو) #183

ای واای چه بدشد،انشاالله که خوشبخت بشی