خسته شدم از این ساختمون 😭

سلام به همگی امیدوارم خوب باشید :pensive:
راستش اومدم درد و دل کنم و راهکار بگیرم ازتون
من ۴ ساله تو یک ساختمون زندگی میکنم که خیلی شرایط محله و همه چیزش خوبه جز دوتا مشکل یکی اینکه من طبقه سومم و اسانسور نداریم و اون یکی اینکه یک همسایه خیلی بی فرهنگه نفهمه بیشعور داریم . جدا از بحث پله هاش که شوهرم گفته تا باردار شم از اینجا میریم ولی خب من مشکل اصلیم با همسایمه بچه ها خیلی اذیتم میکنن خیلی سر و صدا دارن خیلی بی فرهنگن به خدا قسم با مهربونی و رفاقت گفتم با دعوا و داد و بیداد گفتم دیگه نمیکشم هر کی میاد خونمون نه شب میتونه بخوابه نه صبح شبا که تا ۶ صبح صدای تلوزیونو صبحم که از ۸ صبح تو راهپله ها فقط درشون بازه و سر و صدا میکنن …‌.
نه ارامش دارم نه اسایش خستمون کرده کل تابستون که در خونشونو میکنن پرده میزنن در خونشون کلا بازه و صدای تلوزیون و صدای داد و بیداد و کتک کاریشونو هر چی بگم کم گفتم زمستوناهم که نگم دیگه کلا تو خونن و اسایشو ازم گرفتن بچه هاش ده تا یکی پله هارو میپرن چقدر گفتم اصلا انگار نه انگار دیگه زبون من و همسایه هامو در اورده الان پمپ سوخته باید تعمیر بشه انقدر دست دست کرد و پول نداد اسیرمون کرده الانم تا دستگاهش بیا باید ۵ روز صبر کنیم و هر چند ساعت یکبار باید بریم دکمه ی پمپو بزنیم تا اب وصل شه اینکه در شبانه روز چند بار باید بالا پایین کنمو که نگم براتون :sob: هر بارم اومدیم خونرو عوض کنیم نشده که نشده نمیدونم چه حکمتیه خیلی دارم اذیت میشم الان ۵ صبحه دارم این پیامو میفرستم و بچش جوری تو خونه میدوه انگار زلزله داره میاد صدای تلوزیونش انقدر زیاده میفهمم داره شبکه ی جم فیلم کلاغو نگاه میکنه تا این حد صداش زیاده انقدرم چاقو کشی کردن همسایه ها نه امضا میدن برای استشهاد نه چیزی میگن ولی من دیگه خسته شدم روزهای تعطیل برای من عذابه که تو خونم و باید صبح تا شب فقط اذیت شم انقدر بخاطر اینکه حرص نخورم و نشنوم هندزفری تو گوشم بوده وقتاییکه تو خونه هستم گوشام سنگین شده. انقدر مثل خودشون رفتار کردم فقط خودمو اذیت کردم اصلا براشون مهم نیست بچه ها خیلی خستم دیگه دلم نمیره پامو بذارم تو این خونه حتی دلم نمیخواد خونه تکونی کنم خیلی از لحاظ روانی خستم ازشون برام دعا کنید خونه مال خودمه فروش بره و برم از این خراب شده خیلی بببخشید پر حرفی کردم امیدوارم بخونید و واقعا بهم بگید اگه جای من بودید چیکار میکردید خیلی خسته شدم دیگه … :sob::sob:
پیشاپیش ممنون دوستتون دارم :tulip:

11 Likes

چه شرایط سختی.
الان پای سجاده برات دعا کردم که ان شاالله زودتر از این خونه برید.
هر چی صلاحتونه همون بشه. شایدم همسایتون شرش کنده شد و رفت
چقدر بعضی ها نفهم هستن…

2 Likes

سلام عزيزم. واقعاً امان از همسايه بد. والا اينايى كه تو تعريف كردى خيلى پررو هستن. منم جاى تو بودم فقط به فكر تعويض خونه بودم. ميگى چاقو كشى كردن يعنى حتى شكايت كردن ازشون هم خطرناك

3 Likes

ممنونم عزیزم خیلی لطف کردی واقعا به دعاهاتون محتاجم والا دوسال پیش میخواستیم بریم هی به گوشمون رسید که میرن ولی نرفتن انشالله بعد از عید خدا یاری کنه و بریم واقعا بریدم دیگه :pensive:

2 Likes

سلام گلم . والا خواهر میدونی ادمای درستی نیستن از اینایی اند که یه قبیلن به قول همسایه ها از اینان که میزنن میکشن میگن دیه شو میدیم _ باز خداروشکر شوهر من اصلا دعوایی نیست . خیلی ادمای بیشرفی اند ببین تا خوبن فرشتناااا وای به روزیکه نخوان بسازن … دیگه اومدن با خلاف گنده شدن و پولدار الان اینم خودش عددی نیستا ولی خاندانشون حیونن … خیلیم دعوا کردن همسایه ها دیدن چند نفر با چوب و قمه اومدن ماها گفتیم اصلا به شماها چه دخالت میکنید دیگه کل کوچه اومدن گفتن کشش ندید اینا ادمای درستی نیستن دستم بشکنه چشمم کور بشه روزیکه اومدیم اینجا دیدم نوسازه شیکه سه خوابه بزرگه گفتم الا بلا اینجارو میخوام . اونیم که اینجارو ساخته بابای طرفه که یه واحدشو فروخته به دخترش … وگرنه بقیه ساختمون خدایی ادم حسابی اند جز اینا :pensive::pensive::pensive:

آخی عزیزم
جاری منم همستیه ی ویوار به دیوا مان یه همسایه داشتن همینطوری یعنی24ساعته صداشون میومد وتو حیاط پلاس بودن زمستان وتابستان نداشتن ترکشش ماام میگرفت واذیت میشدیم
خدا خواست وخونه رو فروختن به جاریمو رفتن
حالا انگار آرامش به خونه هامون برگشته
یعنی یه روز نبود که خانواده شوهرم با اینا دعواشون نشه وپلیس نیاد
خبر مرگش مثلا فرهنکی بود معلم بود

1 Like

وااااای چقدر سخت من خوندم چقدر ناراحت شدم خدا به دادتون برسه چرا بچه اش باید پنج صبح بیدار باشه عجب آدمهایی هستن چرا شبکه جم ماهواره ایی گذاشتن مگه بیدار نیست اینا دیگه کین واقعا که
شما صبرتون زیاد من بودم یک ساعت نمی تونستم تحمل کنم خیلی حساسم به صدا

1 Like

عزیزم راه کاری ندارم جز اینکه دعا کنم یا زودتر خونه فروش بره یا اینکه اونا برن از اونجا
خدا بهت صبر بده . شرایط سختیه واقعا

2 Likes

گریم گرفت برات انشاءالله خیلی زودتر مشکلت حل شه عزیزم
روضه حضرت مسلم فک کنم شنیدم تو خونه بزاری زود فروش میره نذر هم کن فروش رف یه چی بدی من خالم خونشون فروش نمیرف نذر کاچی کرد زود فروختن همون روزم پخش کرد باید همون روز بدی انشاءالله ک راحت شی ازشون

1 Like

سلام
عزيزم اعصابم كلى خراب شد يعنى چى اخه امان از دست همسايه بد
خيلى ناراحت شدم الان دارم دخترمو شير ميدم برات دعا كردم خونتونو بفروشين چون بهترين كاره هم از شر اونا راحت ميشى هم واسه اينده كه مى خواى حامله بشى خوبه
نازلى جان يك دعاى براى فروش خانه هست حتما اونو بنويس و داشته باش شرح حالش رو تو مفاتيح بخون حتما ، خيلى زود ان شالله خونتون فروش ميشه
ماخودمون خونمون رو با همين دعا فروش داديم سالها بود نمى خريدن
اميدوارم از شرشون به زودى راحت بشى

1 Like

دسته جمعی با همسایه ها یه برگه بنویسید امضا کنید ببرید برای شکایت.
وسلام

‌پرده میزنن جای در ؟ :rofl::rofl::rofl:خدا صبرت بده

1 Like

ببین تو شکایت یا هرکار دیگه ای کنی فایده نداره
اونا فرهنگشون اینطوریه. اینجوری بار اومدن. و تا وقتی کسی نخواد تو نمیتونی فرهنگشو تغییر بدی

1 Like

یه همسایه داشتیم یه خروس پر سروصدا داشت.
همسایه ها نامه نوشتن امضا کردن بردن شکایت.
مامور امد گفت باید خروس رو از اون خونه ببرن.
صاحبش بخشیدش به فامیلشون.

1 Like

وای انقدرم خونه فروختن و خونه خریدن الان سخت شده خدا صبرت بده عزیزدلم :pensive::pensive::pensive: بزارید خونه رو بنگاه تا سریع از شرش خلاص بشید تو برنامه دیوارم آگهی کن بزار زودتر فروش بره راحت بشی!

1 Like

گلم اینا یکی مثل صابخونه من مقرارتی میخوان ساعت شب همه جا حکومت نظامیه واقعا شرایط سختی داری کجایی که این خونواده هنو فرهنگ اپارتمان نشینی یاد نگرفتن یا خدا اصلا هنگ میکنم بعضی چیزا رو که میشنوم خیلی بده همسایه حریمای خودشو نشناسه

2 Likes

واقعا سخته همچین شرایطی رو تحمل کردن .خونه یعنی آرامش وقتی داخلش آرامش نداری بفروش خودت راحت کن.متاسفانه همیشه مشکلات آپارتمان نشینی رو هست.به امید روزی که فرهنگ آپارتمان نشینی بالا بره و در کنار هم با آرامش زندگی کنیم.

2 Likes

ای خواهر دست رو دلم نزار… ی لحظه حس کردم داری همسایه مارو میگی…
البته ما مستاجریم دو خونه جفت هم… هشت ماهه ک همسایمون عوض شده خون ب دلمه. دوتا بچه فضول داره. همش تو راهرو سروصدا میکنن. تا 3 شبم مهمون دارن و داد وبیداد. در واحدم همیشه بازه. پسر کوچیک داره هر دقیقه میاد در خونه مارو باز میکنه همیشه مجبورم درو قفل کنم. وگرنه میاد داخل کل خونمو بهم میریزه. باردار بود ظهر صبح شب هی میمومد دستگیره درو فشار میداد زهرم میرفت. منم خودم تنها شوهرم سرکار بود… چندبارم مامانش گفتم باردار میترسم بچتو بگو نیاد دور دستگیره. ولی انگار ب دیوار گفتم… یا ی دفه تو راهرو جیغ میزدن. اصلا انگار تو طویله زندگی میکنن نه خونه. با دوتا بچه، برادر شوهر هاشم مجردن پیشش. خون ب دلمه ولی چ میشه کرد. فقط فوش میدم :sweat_smile:

4 Likes

دقیقا رو به روی واحد ما هم همچین خانواده ای هستن ما درمونو وا میکنیم بریم بیرون یبینم درو باز کردن ببینن کی اومده انگار پشت در وایسادن مهمونامون هم میان متوجه میشن اینا فضولن اینقدر شوهرش بی فرهنگه گاهی پشت در ما تف میکنه:anguished::anguished::anguished::cry::cry::cry::cry:

3 Likes

دوست دارم.بفروشیم بریم ولی قسط داره خونمون به خدا مثلا بهترین جای شهر مون میشینیم نمیدونم این چه جوری اینا خونه خریده

1 Like
مسئولیت محتوای ارسال شده بر عهده شخص منتشر کننده است و مامی‌گپ هیچگونه مسئولیتی در قبال مطالب ارسالی کاربران ندارد.