مشاعره ....

زنگ تفریح داشته باشیم خستگی از تنمون دربیاد :grinning:

به قول حنا جون

یک بيت شعر بنویسید و نفر بعدی با آخرین حرف، یک بيت شعر دیگه بگه.

خودم شروع ميكنم
عیب رندان مکن‌ای زاهد پاکیزه سرشت

که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

:wink::wink::wink:

توانا بود هر که دانا بود
ز دانش دل پير برنا بود

:blush:

1 Like

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

1 Like

دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

دیووونه، دیگه دارم هواتو. دلم آرومه با تو، نبینم گریه هاتو

آره تو رو دوستت دارم آرهههه خیلی زیاد

:rofl::rofl::rofl:

1 Like

این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد اجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادند

دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد

دایـــم گـــل این بستان شـــاداب نمــــی‌مــاند
دریـــــــاب ضعیـفـــان را در وقــــت تــــوانـایــــي

یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم

دولت صحبت آن مونس جان مارا بس

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود مملی نشسته بود

سوسن خانم، ابرو کمون، چشم عسلی سوسن خانم

1 Like

سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

دل ای دل ای، دل ای دل ای، دل و دل و دل و دل و دل ای دل لی

بیا وسط :clap::clap:

ثریا جان بازی رو خراب نکن قضیه جدیه

1 Like

:joy: :dancer: اومدم

دلدار که گفتا به تو ام, دل, نگران است
گو می‌رسم اینک به سلامت! «نگران» باش

1 Like

باشه :joy:

مسئولیت محتوای ارسال شده بر عهده شخص منتشر کننده است و مامی‌گپ هیچگونه مسئولیتی در قبال مطالب ارسالی کاربران ندارد.