پاک شد........

شب بخیر…:heart::heart::heart::heart::heart::heart::heart::heart:

دوست داری بزن گل

1 Likes

:smiling_face_with_three_hearts::smiling_face_with_three_hearts::smiling_face_with_three_hearts::smiling_face_with_three_hearts:

1 Likes

بزن عزیزم

2 Likes

میشه بپرسم چندسالتع؟

۳۶چرا؟؟؟

اوکی همینطوری فقط سوال بود

1 Likes

بگو گلم …هر چ دل تنگت میخاد بگو:blush:

1 Likes

بگوعزیزم

1 Likes

من دوره دانشگاهم یه دوست خیلی صمیمی داشتم که باهامون همسایه بودن،عین خواهرم بود،پدرش فوت کرده بود ،مادرشم جداشده بودوازدواج کرده بود،اون باپدربزرگ ومادربزرگش زندگی میکرد،ازدواج کرد،من بعضی وقتا که شوهرش خونه نبودمیرفتم پیشش میموندم…

8 Likes

بعدمن ازدواج کردم اومدم یه شهردیگه ،بازدوستم باخانوادم درارتباط بود،یه خواهردیگه دارم ،یه روزفهمیدم دوستم ازشوهرش جداشده وخانواده پدریش راش ندادن ،بابام اینا براش سرکوچه ی خودمون یه خونه کرایه کردن،البته خودش کرایه شومیداد ولی اوناهواشوداشتن

8 Likes

خدا خیرشون بده

1 Likes

دمشون گدم

1 Likes

:face_with_head_bandage::face_with_head_bandage:خببب

1 Likes

آدما عمیق ترین ضربه ها رو از کسی میخورن که بیشترین اعتماد رو بهش دارن

1 Likes

بعد دختره باچندتادختردیگه دوست شده بودوبایه پسری آشنا شده بودن،بابام پول بازنشستگیشوداده بودبه داییم اونم سربابام کلاه گذاشته بود ویه روز یه مقدارپول به مامانم میده میگه شراکتمان باشوهرت تموم شد،مامانم میترسه به بابام بگه پولو قایم میکنه تاسروقت توضیح بده

9 Likes

لایک
بابا یه نفر قلب بده بعد بیام بخونم

5 Likes

تمام کرک و پرم ریخت

1 Likes

بنظرم مادرت زیادی اعتماد کرده بودن نباید خونه رو بدن دست ی غریبه

1 Likes

راست واقعا

1 Likes
مسئولیت محتوای ارسال شده بر عهده شخص منتشر کننده است و مامی‌گپ هیچگونه مسئولیتی در قبال مطالب ارسالی کاربران ندارد.