میزان آزادیتون تو دوران عقد

سلام.خوبید.؟ بچه ها تو دوران عقد و نامزدیتون تا چه حدی آزاد بودین؟ اگه خاطره ای هم هس باحاله بگید.

12 Likes

سلام عزیزم خوب جونم برات بگه که شوهرم تایه ماه اومدخونمون شبامیرفت خونشون بعدیه ماه دشک براش انداختیم تواتاق خواب تنها منم توسالن تنهامیخوابیدیم البته فقط یه شبوهاازشب بعددشک انداختیم مامان باباموخواب میکردیم میومدپیش من توسالن میخوابید بعدصبح میرفت سرکار یه بارمامانم دیدجاش خالیه فهمیدپیش هم میخوابیم صبحش بهم گفت خجالت نمیکشی جلوبابات زشته ازاونجایی که که منم خیلی خجالت کشیدم بازم شبهای بعدش اومدکنارم خوابید:joy:
واین شدتادوساااال ماتوسالن کنارهم خوابیدیم وکلا ادم بره خونه ی خودش یه چیزدیگست برخلاف اینکه میگن دوران عقدخیلی شیرینه بایدبگم خیلی مزخرفه

21 Likes

سلام عزیزم
اصلاااااااا آزادی نداشتم
نمیذاشت پامو از در بزارم بیرون
الانم همون جوریه
فقط یکم بهتر. شده
دیگه مثل قبل گیر نیست قبلا شدتش بیشتر بود

6 Likes

از لحاظ اون چیزام که باید بگم از روز نامزدی ما صیغه محرمیت خوندیم
هفته اول هیچ هفته دوم شوهرم بار بندیل بست اومد خونه ما
دیگه من اگه میرفتم خونشون نمیزاشت بیام
وقتی ام میومدم خونه خودمون جلو تر از من اونجا بود
جونم برات بگه همه کاری هم کردیم
چیز خنده داری ندارم
کلا خانوادم ماری باهام نداشتن
واین خیییییییلی بد بود

4 Likes

من کلا آزاد بودم منو محدود نمیکرد نه دوران عقد نه بعد عروسی . دوران عقدم یه هفته درمیون پیش هم بودیم وشبا تو یه اتاق دیگه پیش هم میخوابیدیم .

5 Likes

سلام
ما ازدوران دوستی آزادی داشتیم

5 Likes

کلا یک ماه عقدبودم:joy:

4 Likes

بنظرم تاحدی ادم راحت باشه ولی ن همجوره ک اگه اخلاقا بهم نخورد راه برگشتی هم باشه.
خیلی ها توی مامی گپ توی عقد دخترنبودن و کلی مشکل داشتن نمیتونستن بهم بزنن چون خانواده هانمیدونستن

6 Likes

بنام خدا
با داشتن پدری مهربان دلسوز فداکار در امر محافظت از یک دختر عقدی در منزل فقط همیشه در حال گریه بودم

8 Likes

سلام
آزادی من تو دوران عقد در حد صفر بود
خانوادم خیلی سخت گیر بودن،منم که بچه بزرگ با دوتا خواهر کوچیک تر تو خونه،دیگه سخت گیریشون ،عذاب آور تر بود
بعد ۸ ماه هم خداروشکر،مراسم عروسی گرفتیم
خاطره خوش ندارم،همش عذاب بود

5 Likes

تو منی یا من توام :joy:

4 Likes

من خودمم تو شاید منی :smiley::smiley::smiley::smiley::smiley::smiley::smiley:

4 Likes

تازه عروسی لعنتی بخاطر مرگ دو سه تا از فامیل ها عقب هم افتاد وای دیگه تلخ ترین روزها بود

4 Likes

یکسال عقد بودیم شوهرم خونه ما می خوابید کلا خانواده اش روستان. یک خونه داشت مامانم گفت بده اجاره اومد خونه ما :joy:

6 Likes

ما دوسال دانشگاهم عقد بودیم، شوهرم ی شهردور منم ی شهر دیگه،خانوادمم ی شهر دیگه،
تو خونه ک بابام نمیذاشت از شعاع ده متری هم رد بشیم :joy: بعضی وقتا عین دوسپسر دوسدختر بیرون همو میدیدیم.
شوهرمم بخاطر کارش زیاد نمیتونس بمونه.

4 Likes

ما که شیش ماه عقد بودیم افتضاح ترین دوران بود چون سخت گیر بودن خانواده ام و شوهرمم با اون که قبل عقد بهش گفته بودن بازم توقع داشت راحت باشن بذارن شب بمونم که همین موضوع کلی دلخوری بوجود آورد

4 Likes

والا هر جوری بهش نگاه میکنم به نظرم خیلی دوران چرت و مزخرفیه
البته مجردم ولی فرقی نمی کنه چون هر چی تا حالا از دور و بریام و اینجا و بقیه جاها خوندم و دیدم و شنیدم همش مزخرف بوده
اوج اوج جالبیش و خوشیش چهار تا سوتی بوده و اولین رابطه های دزدکی:nauseated_face::expressionless::confused::roll_eyes:یعنی اگه این دو مورد نبود هیچ کس هیچ خاطره باحالی از این دوران نداشت

5 Likes

من که بهترین دوران زندگیم بود ‌
شوهرم خونه داشت منم کوچ کردم اونجا
بعدم هر شب عشق و حال :heart_eyes::heart_eyes:

2 Likes

بدترین و مزخرف ترین‌ دورانه که دارم به سر میبرم :unamused:

2 Likes

آزادی نداشتم 🤦باید هر جا میرفتم بش خبر میدادم ک ببینم آقا میزاره یا ن:expressionless:میگفتن بعد عروسی خوب میشه هنوزم همینه

2 Likes
مسئولیت محتوای ارسال شده بر عهده شخص منتشر کننده است و مامی‌گپ هیچگونه مسئولیتی در قبال مطالب ارسالی کاربران ندارد.