من همونم که میخوام برگردم به عشقم

من نخواستم باهاش باشم که چه قدر زوود قضاوت میکنید :disappointed_relieved:

1 Likes

تو الان با یکی دیگه ازدواج کردی؟؟؟؟
میشه گپ قبلیمو ببینی

1 Likes

نه دوست بودیم
اگه الان هم هی اینجا گپ میزنم دلیلش اینه که خانوادم میبینن خیلی ناراحت تو خونه افتادم
حالا سر لج افتادن میگن بهش زنگ بزن بیاد بگیرتت راحت شیم
دچار شک و ترسم که میام از شماها میپرسم
چون کسیو ندارم

1 Likes

اگه الان هم هی اینجا گپ میزنم دلیلش اینه که خانوادم میبینن خیلی ناراحت تو خونه افتادم
حالا سر لج افتادن میگن بهش زنگ بزن بیاد بگیرتت راحت شیم
دچار شک و ترسم که میام از شماها میپرسم
چون کسیو ندارم

1 Likes

نوشته بودی میترسم ضایم کنه خیلی خیلی اذیتش کردم هم من هم خانوادم ت عقد جدا شده بود نمیدونم چ خاکی تو سرم بریزم میخوام ازش حلالیت بطلبم بگم اگ واقعا هنوزم منو میخوای بیا بریم؟ ی جای دور زندگی بکنیم

2 Likes

قضاوت نکردم عزیزم
اما تو عنوان نوشتی میخوام برگردم به عشقم خودت نوشتی

2 Likes

عزیز اون آقا عقد کرده بود جدا شده بود
با این دوستمون عقد نبوده با یکی دیگه

2 Likes

من نمیگم نپرس من توی گپ قبلیت هم گفتم اگر قراره بیاد دوباره خانوادت ضایعش کنن و بهش دختر ندن لطفااااااااا جوان مردم را اذیت نکن همین

خودتو بذار جای اون

3 Likes

گلی حالا ک خونوادت راضی شدن خوب بشین فکر کن
آدم وقتی از یکاری منع میشه همش میره سمتش اما الان ک اونا راضی شدن خودت ب این فکر افتادی ک اصلا انتخاب خوبیه یا نه
خوب بشین فکراتو بکن ما ک نمیشناسیمش چجور شخصیتیه مناسبت هست یا ن
باید خودت خوب فکر کنی اگه واقعا دوسش داری و میدونی خانوادت راضی میشن بهش زنگ بزن

1 Likes

اذین :thinking:

1 Likes

شما تو عنوان و پیام اول خوب چیزی را توضیح نمیدی بعد از جواب ها دچار سو تفاهم هم میشی

حتی تو گپ قبل یه جوری توضیح داده بودی انگار قبلا باهم عقد بودید جدا شدی همه همین اشتباه را کردن

الانم میتونی اول بگی خانوادت راضی شدن

یا اصلا بالاخره قصدت چیه درست بگو تا درست راهنمایی بشی

میخوای برگردی که باهاش باشی یا میخوای برگردی فقط یه عذرخواهی کنی

برگردی زنش بشی واقعا یا دوست باشید برگردی چکار کنی درست توضیح بده که بعد نگی چرا زود قضاوت میکنی

3 Likes

واقعا

2 Likes

متوجه ام
ولی منکه نرفتم براش دلبری کنم که بیاد عاشقم بشه
نزدیک 8 ماه بهم اصرار میکرد میگفتم نه نه خودم میتتونم نه خانوادم
ان هی گیر داد بیا منو بشناس
بیا همه تلاشمونو کنیم و از این حرفا
بعدش انقدر به خانوادم اصرار کردم که دیگه نزاشتن برم سرکار
مادر بیچارمم بین من و پدرم بود
و در اثر فشارهای وارد شده بهش مشکلات معده و تپش قلب و اینا گرفته
خب پس گناه من چیه
که یه دختر افسرده شدم
من که از روز اول به این اقا گفته بودم نمیشه

2 Likes

خودتو کوچیک نکن :joy::joy::joy::joy:

1 Likes

نه نمیخوام دوست باشم
چون سنم 30 سال داره میشه
دیگه میترسم موقعیت هایی که اگه برام پیش بیاد از دست بدم
هر چند که الان امادگی پذیرش یه خاستگار هم ندارم
و کلی نذر میکنم فعلا خواستگار نیاد !!!
اول از همه اینکه بفهمه عاشقش بودم
درسته بعذ اون همه اصرار که کرد برا خودم نقشه چیدم که این پسره نشد بهترین فرصته برم خارج
ولی در نهایت عاشقش شدم شدید
این حس دیگه وابستگی نیست در طول روز خیلی کم بهش فکر میکنم ولی همون قدرم که فکر میکنم ضربان قلبم میره بالا
دلتنگی شدید دارم
میخوام بهش بگم اگه منو دوست داری هنوز
من شرایط رفتن به خارج و دارم اگه تو اکی باشی من کارامو کنم با هم بریم

راضی شدن در حد یه امضا !!!

خب اگر نمیشه الان که خودش رفته دیگه پس چرا میخوای برگرده

3 Likes

تینا جون از ساحل خبر نداری همش تو فکرشم

2 Likes

کدوم ساحل اون که بارداره ؟
خوبه خداروشکر رفته ان تی داده منتظره جوابشه

2 Likes

اره عزیزم همون که باردار شوهرش دیگ چیزی نگفت اذیتش که نکرد

1 Likes
مسئولیت محتوای ارسال شده بر عهده شخص منتشر کننده است و مامی‌گپ هیچگونه مسئولیتی در قبال مطالب ارسالی کاربران ندارد.