فضول زندگی مردم

سلام خانوما خوبین؟
من چن وخ پیش با شوهرم دعوام شده بود خیلی تو ی موضوع قبل توضیح داده بودم اگه خونده باشین سر اینکه مادر شوهرم گفته بود چرا زنت به من زنگ نمیزنه بعد زایمان من حالم خوب نبود گفته بود من اومدم خونتون بهم اخم کردو…شوهرمم به من گف جرا زنک نمیزنی زنگ بزنی منم نزدم دعوامون شد اونم برداش به پدر ومادر من زنگ زد وگف بیاین دخترتونو ببرین و…منم زنگ زدم به پدر و مادر اون گفتم و…
خلاصه دعواشد
مادر شوهرمم خیلی دهن لقه به همه میگه همون ده دیقه بعد زنگ زده بود خواهر شوهرم گفته بود ما دعوا کردیم
حالا چن وخته از اون ماجرا میگزره
جاری من دختر عممه عمم به خالم گفته خواهرت بادامادشون دعواشون شده دیگه نمیرن خونه پدرش اینا و…اونم گفته من نمیدونم گفته وا یعنی خواهرت بهت نگفته ؟
خالمم دیروز داشته از مامانم میپرسیده جرا حرفتون شده عمه دخترت اینجور میگف

1 Likes

مامانمم بهم گف کی به اونا گفته گفتم نمیدونم حتما مادر شوهرم گفته دیگه
کسی جز اون نیس
از وقتی شنیدم دارم دیونه میشم اعصابم بهم ریخته الان کل فامیل ما فهمیدن به خالم گفته حتما به بقیه هم گفته دیگه
چیکار کنم به نظرتون؟
میخوام به شوهرم یه جور بفهمونم اون روز که زنگ زدی ببین همه فهمیدن
بفهمه کارش اشتباه بوده
حتی میخواس زنگ بزنه خونه مامان بزرگم من نزاشتم
چیکا. کنم به نظر شما؟؟؟

1 Likes

سلام . توی رابطه ی زن و شوهری وظیفه ی مرد محبت کردنه و وظیفه ی زن هم اطاعت از شوهره.این اطاعته واقعا توی روابط تاثیر میذاره و مکمل هم هستن .ما شاهد هستیم و میبینیم که اگر زن از همسرش اطاعت کنه که نشانه ی احترام زن از شوهرش هست .پیشش محبوب تر میشه و محبت بیشتری هم میبینه .مگر استثنا باشه .حالا شما اگر به شوهرتون میگفتید باشه چشم زنگ میزنم و اینا جای دوری نمیرفت که. منم شوهرم دوست داره به مادرش زنگ بزنم .منم مناسبتها زنگ میرنم تبریک میگم یا کاری داشته باشم پیامک نمیدم و زنگ میزنم .چون اونم به من زنگ میزنه هر از گاهی .کلا مردها دوست دارن که رابطه ی زن و مادرشون خوب باشه. منم زنگی کلا نیستم ولی مادرشوهر منم به شوهرم گفته بود.منم زنگ میزنم مناسبتها.اگر یه چشم میگفتی به همسرتون الان این اتفاق ها مطمئنا رخ نمیداد.حتی اگر زنگ هم نمیزدید.کار همسرتون هم اشتباه بود که زنگ زد به خانواده تون.باید جلوشو میگرفتید .نه اینکه خودتون هم پاشید برید زنگ بزنید به خانواده اش . چون خبر دعوای زن وشوهر نباید از خونه بره بیرون.حتی اگر زن وشوهر توی اون لحظه عصبانی ان.من جاتون بودم توی رفت و آمدهای بعدی یه رابطه ی صمیمی و عاشقانه رو به دیگران نشون میدادم و اگر کسی هم چیزی بهم بگه میگفتم زن و شوهر دعوا کنن و ابلهان باور کنن دعوا نمک زندگیه :slight_smile: و پیگیرش هم نمیشدم از روی عمد و به روی خودمم نمیاوردم .مطمئن باش چندوقت بعد همه یادشون میره .از بس که دغدغه دارن خودشون .خیالت راحت باشه عزیزم اصلا خودت و شوهرت به روی هم نیارین و نشون بدید که زندگی شاداب و خوبی دارین تا بفهمن نه اینطوریا هم نیست .از این اتفاق ها میوفته دیگه .شاید عبرت بشه برای همسرتون.:tulip:

س همه مثل هم نيستن.بعضي مردها خونواده خوبي دارن بعضيا ن…خود شوهرمن خونواده بدي داره خصوصا مادرش.نميشه ک اگه بگه بش زنگ بزنم بگم چشم…چون درواقع اون دشمنه.بعضيا احترام سرشون نميشه،زبون خوش حاليشون نميشه،بلانسبت آدم نميشن ،اين ديگه چ فايده داره اگه حرف طرفو قبول کنيم وهرچي بگه بگيم چشم

اگه مرد ب زنش بگه بخاطر اين يا بخاطر اون طلاقت بدم درحاليکه طرف مقصره ديگه چ انتظاري ازش داري

شما فقط در اون لحظه مثلا بگید باشه چشم زنگ میزنم و اینا .ولی حالا نخواستی زنگ نزن :blush:برای اینکه شوهرتون سرافکنده نشه و احترام شوهرتون رو حفظ کنید.

اگه لجباز باشه چي ؟

بگم باشه چشم ک قلبم منفجر ميشه

منکه دلم پره پره…ن اينکه بش بزنم دوست دارم خفش کنم

ولي سپردمشون دست خدا…

چرا آخه .یعنی اینقدر بد هستن؟

شوهرتون لجبازی کنه؟ منظورتون اینکه مثلا همش پیگیری کنه که زنگ زدی یا نه؟

مثال زدم …گفتين اگه بگه بزن من بايد بگم چشم. خب چطور بفهمه من زنگ زدم يا ن؟ خب بايد باچشمش ببينه ک

اره…خصوصا مادرش…چون خواهرمو باحرفا و قسماش گولش زد پسرشو براخواهرم اونم بااينکه اعصاب روان داره خواستگاري کرد .الانم دوسال ونيمه خونه بابامه…تاالان مشکلش تودادگاه حل نشده

اصولا اکثرا از خانواده ی شوهرشون مینالن و ناراضی ان .چون عروس از خون و پوست و گوشتشون نیست. ولی شما دنبال روابط زن و شوهری خودت باش .اگر دیدی سر خانواده ها داره دعوا میشه نباید ماها بزاریم.ولی یه چیزی بهت میگم که خود مشاوره ها بهم یاد دادن و واقعا زندگیم عالی شده .اونم اینکه مرد بشه رئیس خونه و این احساس ریاست رو زن و بچه ها بهش انتقال بدن و ازش تبعیت کنن .دعواهامون واقعا تموم شد .سر خانواده ها که دیگه نداریم .چون شوهرم چیزی بگه مثلا بگه بریم خونه مامانم اینا میگم باشه بریم .و میریم و اگه چندروز بعدش باز بگه خودمو مظلوم میکنم و بهونه های کاملا طبیعی میارم و اونم چشم میگه .اینجوری رفت و آمد مدیریت میکنم .واقعا نتیجه گرفتما

خواهر جان اينا مشاوره حاليشون نيست ونميشه

کلن منفي گراهستن

هرچي سعي کني تلاش کني خوبي کني احترام بذاري فايده نداره

الان هرجاميرن ميگن ک خواهرم خودش خواست ب اراده خودش… درحاليکه خواهرم خبرنداشت ک پسرشون روانيه

وجدان ندارن.آبروريزي ميکنن جلومردم ک خواهرم عاشق پسرشون بوده

مسئولیت محتوای ارسال شده بر عهده شخص منتشر کننده است و مامی‌گپ هیچگونه مسئولیتی در قبال مطالب ارسالی کاربران ندارد.