شوهرش با شلاق زدتش

سلام .
الان از واحد بغلی سر و صدا میومد …
رفتم ببینم چی شده. دیدم همسایه گریون اومد بیرون…
اوردمش تو …
میگه شوهر معتادم منو میزنه…
میگه سر هر چیزی کتکش میزنه …
میگه مثلا الان یادم رفتع بود لباسش رو اتو کنم.
. میگه عقلشو از دست داده .کشوهرش گفته زن تنبل رو باید با شلاق بزنن تا کار کنه … و واقعا هم با شلاق میزنتش …
نمیدونم چکار کنم الان . داره زار زار گریه میکنه. یه کم ارومش کردم.
حالا بازم خدا رو شکر که میگه روزا شوهرم میره بیرون تا به اصطلاح خودش! کار کنه.
یه گاری اسبی داره که نمک و بار میبره اینور و اونور تا بفروشه

کسی نیست الان ؟://

چطور ممکنه یه نفر انقد بی رحم باشه واقعا

1 Likes

از من میشنوی دلت واسه کسی نسوزه من دلسوزی کردم الان دارم تاوانشو میدم

1 Likes

بیچاره زنه :cry:

1 Likes

بره پیش مشاور راهنماییش کنه
این جور مردا لیاقت ندارن من جای زنه بودم طلاق میگرفتم

3 Likes

حالا شلاق از کجا اورده؟؟؟؟؟ ای بابا !!!
چند سالشه؟ بچه داره؟ شوهرش چند ساله اعتیاد داره؟ موادی ک مصرف میکنه چیه؟

2 Likes

چرا ؟ میشه برامون بگی؟ من سعی میکنم از تجارب دیگران یاد بگیرم خیلی آموزنده و کمک میکنه

1 Likes

ظاهرا اوضاع ناجوری دارن

1 Likes

زنگ بزنه اوژانس اجتماعی تا بیان شوهرشو ادب کنن

4 Likes

تا الان اینجا بود وقتی متوجه شد شوهرش رفته بیرون.الان رفت خونه.
واقعا سخته نمیدونم چکار کنم واسش …
اخه شلاق ؟؟!!
نمیدونم شلاق از گجا آورده واقعا ؟؟

شکایت کنه از شوهرش

1 Likes

عزیزم همین ک بهش پناه دادی کافیه . کاری از شما ساخته نیست چون شوهرش اعتیاد داره واسه همین با احتیاط باش اگه میخای کمک کنی

3 Likes

سلام تنهاراه حل اینه که شوهره رو ببره مرکزترک اعتیاد
چون اعتیادآدم دیوونه میکنه
یکی ازبستگان مااینجوربود
به زنش میگفت توبا مردارابطه داری
زنه قهرکردرفت خونه باباش
وبرادراش مرده روبردن ترک دادن
حالاهم ترک کرده وزندگی خوبی دارن

2 Likes

حالا احوالش رو پرسیدم. میگه خوبه فعلا. یعنی تا وقتی که رضا خونه نباشه خوبه !!
شوهرش هم رفته بیرون به اصطلاح کار کنه. یه گاری اسبی داره که نمک و یه سری بار میرره اینور و اونور تا بفروشه

عزیزم من یه روز رفتم ارایشگاه با یه خانمه اشنا شدم که خیلی از دست شوهرو زن باباش گله وشکایت میکرد من شدم مرهم درداش یه روز گفت بریم بیرون منم گفتم میام بعدش یکی از دوستاش زنگ زد گفت که خودکشی کرده به من گفت توکه نزدیکی برو نجاتش بده منم شوهرم گفت به توچه ربطی داره نرومنم که میدونستم شوهرش شب کاره رفتم درهرصورتی بود نجاتش دادم اونم به خاطر دخترش…

1 Likes

وقتی رسیدم سرکوچشون یه ماشینی وسط کوچه درحال حرکت بود باخواهش ازش کمک خواستم اون بنده خدا هم قبول کرد بهش گفتم طبقه چهارم اگه کمک خواستم میتونین بیابن کمکم اونم قبول کرد من ک رسیدم الهام مثل جنازه کف زمین دراز کشیده بودنتونستم بلندش کنم اقاهه که پایین بود گفتم بیا کمکم که اونم بنده خدا اومداز اینا بگذریم الان الهام میخوات طلاق بگیره شوهرش امده میگه اون شب اومدی خونه ما اون اقاهه کی بود اومد خونه ما هرچی قسم ایه میخورم قبول نمیکنه الانم یه کمک ساده واسه من دردسر ساز شده پس به هیچ کس اعتماد نکنین

2 Likes

پس شلاق واسه اسبشه :sweat_smile:
به نظر من وقتی کسی دلش واسه خودش نمیسوزه و اینجور چیزا رو تحمل میکنه
بقیه نباید کمکش کنن.
حتما راضیه که تو این شرایط مونده
شمام پیگیر نباش

3 Likes

وای چه بد !! واقعا این دوره زمونه ادم جرات نمیکنه حتی کمک کنه به کسی !!

واسه اسب؟؟!!
خب چه کار کنه… خودم رو میذارم جای اون … چه میشه کرد… جدا شدن هم حرفش فقط آسونه …

مسئولیت محتوای ارسال شده بر عهده شخص منتشر کننده است و مامی‌گپ هیچگونه مسئولیتی در قبال مطالب ارسالی کاربران ندارد.