سوتی اولین قرار...

بچه ها ازسوتیهای اولین قرارتون بگید
با نامزد.رل و…
خودم تاحالا سوتی نداشتم:v::v:۰_۰

6 Likes

با دختر عمم‌ رفتیم سر یه قرار با پسره اولین بار بود همو میدین‌ بعد دختر عمم‌ قصدش رل زدن‌ نبودا‌ ولی خوب چون پسره پولدار بود گفت بریم ما هم رفتیم اول که رفتیم رستوران دختر عمم‌ دو نوع غذا برا خودش سفارش داد پسره گلم‌ یه شاخه خوشگل گرفته بود بعد برا من گفت‌ چی میخوری منم گفتم میل ندارم گفت دروغ میگه برا منم کوبیده با برنج سفارش داد بعد رفتیم بیرون گشتیم رفت تو یه مغازه یه خرس قشنگ گرفت ۷۰۰ هزار بعد همش هی نگاش میکرد دست میاورد بهش میگفت دل آرام ببین‌ چه خوشگله پسره هم گفت خوشت‌ اومده اینم‌ گفت اره گفت مس میخرمش‌ بعدم‌ رفتیم‌ کافه اونجام‌ تا خرخره‌ خورد‌ بعد اومدیم‌ خونه مسدودش‌ کرد پسره فکر میکرد ندید‌ بدیده

6 Likes

کلا تو کار اسکل کردن پسرایید:slightly_frowning_face::broken_heart::grinning_face_with_smiling_eyes:

1 Likes

لعنتی این سوتی نیست که:broken_heart::joy:

1 Likes

چیز دیگه ای نداشتم :joy:

1 Likes

حالا من نه دیگه گذاشتم‌ کنار یه سال و چهار ماه‌ رل دارم (داداشش) که‌الان کاتیم دیگه کاملن‌ گذاشتم‌ کنارا ولی اون‌ نه تا یه هفته پیش که نامزد کرد من بیشتر باهاش میرفتم‌ ولی اینقدر عروسک‌ و کادو داره

2 Likes

نمیدونم این سوتیه یا چی
من سر اولین قرار رفتیم رستوران از بس استرس داشتم تا غذا اوردن حالت تهوع بدی گرفتم
بدو بدو زدم بیرون :rofl:
دوس پسرمم پشت سرم اومد تو کوچه جالب اینجاس میگفت بالا بیار نترس
🥲 الانم شوهرم شده :joy:

5 Likes

اخرش خیلی خوب بود:no_mouth::no_mouth::joy::joy::broken_heart:

1 Likes

با داداش کی رلی؟؟

با داداش دختر عمم‌ یعنی پسر عمم‌ ولی الان کاتیم

1 Likes

رل خانوادگی سخته:broken_heart:

1 Likes

همین چند روز پیش با عمم حرف میزدم گفت عمه فاطمه اینجاست سلام میرسونه منم گفتم بزرگیتو میرسونم :expressionless::expressionless:محو شدم یه لحظه سکوت شد بعد گفتم قربانت کاری نداری گفت نه خدافظ:joy::joy:🤦دوساعت با ابجیم میخندیدیم

1 Likes

:joy::joy::joy::broken_heart:

1 Likes

من کلا با یکی بودم
اولین قرار نبود ولی جز اولین هاش بود
داشت سر یه قضیه ای از رانندگیش تعریف می‌کرد
یهو اومدم بگم : یعنی میخوای بگی راننده ناشی نیستی؟
خنگ شدم گفتم:یعنی میخوای بگی راننده "لاشی"نیستی؟؟؟؟:roll_eyes::roll_eyes::roll_eyes:
اون ک ترکید از خنده
منم مرده بودم از خجالت:joy:

2 Likes

:sweat_smile::sweat_smile::sweat_smile::sweat_smile:

با دوست پسرم قرار گذاشتم ۱۴ سالم بود عاقا جایی که میخاست منو پیاده کنه بلد نبودم برگردم خونه حالا خیابون بالا کوچمون بود من نمیدونستم :expressionless::expressionless::expressionless:

پیاده نشدم تا اوردم سرکوچمون یعنی بهش فکر میکنم ذوب میشم
هی وایمیستاد من پیاده نمیشدم
فکر کرده بود پیاده نمیشم که ببوسم :grin:
بعدا بهم گفت اینو.

2 Likes

:joy::joy::joy::ok_hand:t2::broken_heart:

1 Likes

ازدواج کردیدباهم؟؟

1 Likes

اخی
چه غم انگیز:broken_heart::broken_heart:

2 Likes
مسئولیت محتوای ارسال شده بر عهده شخص منتشر کننده است و مامی‌گپ هیچگونه مسئولیتی در قبال مطالب ارسالی کاربران ندارد.