زلزلهههههه زلزله

سلام

خاطرات زلزلتون بنویسید

الآنم حس کردیم ما ولی ثبت نشده :hushed:

الان میخوام بخوابم فردا میام می نویسم

1 Likes

آقا ما چند سال پیش ک تو سراوان سیستان بلوچستان زلزله شد یادتونه
نگو من نشسته بودم بعد نماز داشتم قران میخوندم یهو احساس کردم زمین داره مث گهواره تکون میخوره ک یهو مامانم داد زد زلزله س برین بیرون حالا من تا خاستم بدوم برم آبجیم دااااد میزنه ک جانماااازو جم کن جاااانماااازززو جمععع کن
من اصا هیچی ب هیچی قران به بغل جستم بیرون و تا نیم ساعت بعد زلزله م همینطور میلزریدم
(آخرشم نفهمیدم حکمت اینکه آبجیم اصرار داش جانمازو جم کنم چی بود) کلا من شدید میترسم از بلایای طبیعی
احساس میکنم برپایی قیامته

2 Likes

من زلزله اومد پارسال رو مبل نشسته بودم دیدم دارم تکون میخورم تنها هم بودم خیلی ریلکس نشستم تا زلزله تمام بعد نگاه کردم دیدم پرده همینجور تکون میخوره بعد فهمیدم زلزلست :smiley:

2 Likes

آخی ⁦❤️⁩

خوش بحالت

من خواب بودم یهو زلزله اومد قشنگ صدای در کمدو شنیدم یه جوری زلزله اومد که من یه ساعت منگ بودم سرمم به شدت درد میکرد بدش اینجا بود شوهرم خونه نبود لباس خوابم تنم بود از ترس رفتم راهرو گفتم اگه دوباره بیاد زود برم بیرون خخخخ حالا بیا از ترس چجوری لباسمو پوشیدم رفتم خونه پدر شوهرم این اتفاق هم امسال بود تازه حامله م بودم خیلی گناه داشتم :persevere::disappointed_relieved::cry:

2 Likes

من با همسر قهر بودم اون تو اتاق بود من تو پذیرایی. وقتی زلزله اومد دقیق زیر لوستر بودم که دیدم داره تکون میخوره. یهو داد زدم زلزله. همسرمم حول شد بُدو اومد منو بغل کرد مثلا فک کرد اینجوری ازم داره محافظت میکنه
یهو دیدم پدر شوهرم درمونو باز کرد داد زد زلزله :rofl:
منو شوهرم تو بغل هم.
هیچی دیگه زلزله آشتیمون داد

5 Likes

شما مال استان سيستان و بلوچستانيد

سال 93 يا 94 اصفهان زلزله اومد ساعت2-1 شب بود، دقيق ساعتش يادم نيست ولي ميدونم وقت خواب بود و آخر شب. منم با دوستام بيرون بودم، اون موقع مجرد بودم . بعد تو اسانسور بوديم و ميخنديديم و بلند بلند حرف ميزديم اومديم بالا در آسانشور باز شد ديديم همه همسايه هاي با پيژامه و زير پيراهني و ركابي تو لابي و زل زدند به ما. ما هم ترسيديم كه نكنه از صداي خنده ما ريختند بيرون و خلاصه از زل زدنشون خودمون را باختيم ولي 1 دفعه همسايه ها گفتند زلزله ، چرا با آسانسور اومديد. خداييش وقتي فهميديم زلزله است ريلكس تر شديم…

2 Likes

منو شوهرم هردو خواب بودیم یه دفعه خیلی با سرعت شوهرم از خواب پرید رفت بیرون فک کردم دستشویی داره منتظر بودم برگرده بگم چرا با این سرعت رفتی خیلی ترسیدم بعد یه مدت برگشت گفتم چیشد گفت هیچی فک کردم زلزله اومده منم گفتم پس چرا به من نگفتی اگه زلزله بود چی یعنی منو تنها میذاشتی :rage::rage::rage: باش قهر کردم…در عوض بهم می خندید… :rage::rage:

2 Likes

ماریا جون فک کنم فقط منو تو بیداریم تنبلا هنوز خوابن

1 Likes

آره
ما سحر خيزيم.
حتي حنا و نيلوفر جونم خوابند.
شما كركره را بكش بالا تا منم 1 آفتابه آب بريزم دم مغازه :slightly_smiling_face:

:face_with_raised_eyebrow::face_with_raised_eyebrow::face_with_raised_eyebrow::face_with_raised_eyebrow:

خخخخ چشم … من یه ۴۰دیقه ی میشه بیدارم

اینجوری چرا نگاه میکنی یه ابرو بالا یکی پایین :joy:

به شوهرت نگاه كردم چرا تو را گذاشته و رفته

منم 6:40 بيدارشدم.
2 ساعت ميشه

نمیدونم هربار ک یادم میاد دوباره قعر میکنم :rage::rage::rage::rage::rage:

باریکلا… یاد بگیرید خوابالوها… :blush::blush::revolving_hearts::blush::blush:

1 Likes
مسئولیت محتوای ارسال شده بر عهده شخص منتشر کننده است و مامی‌گپ هیچگونه مسئولیتی در قبال مطالب ارسالی کاربران ندارد.