دردل های یه زن حامله

خسته شدم از این زندگی. …دو ماه دیگه به زایمانم مونده… بجای اینکه الان شوهره بهم رسیدگی کنه تو کار خونه کمک کنه توقع کار بیشتر داره برم مغازش وایسم تا آقا به بازارشون سرویس دهی به خانوادش برسه :rage::rage: اخه من بدبخت بارداری دوممه سزارینی هم بودم چطور میتونم چندساعت یه جا بشینم کمرم لگنم داغون میشه شوهره نفهم
اخه این درسته چون بچه دومم دختره اصلا وضعیت من براش مهم نباشه :cry::cry:تازه دستش رو من بلند بشه مثلا مواظب جنینم هست به کمر و شکمم فقط نمیزنه ولی نمیدونه آسیب روحی که میزنه به بچم بیشتر از این حرفاس حتی خدانکرده باعث معلولیت هم ممکنه بشه
دیگه نمیدونم چکار کنم بعضی وقتها دلم میخاد بچه تو شکمم بدنیا نیاد یا خودم موقع زایمانم از زندگی خلاص بشم
اگه خوندین ببخشید سرتون رو درد آوردم کسی نبود بهش بگم

5 Likes

عزیزم،الهی :pensive::sob:, انشاءالله خودتو بچه سالم باشید پدرشم سر عقل بیاد :rage:

2 Likes

واقعانمیدونم چی بگم فقط افسوس بایدخورد

:sob::sob:
خدا خودش بهتون کمک کنه.چه بابای بی رحمی

منظورش از این کارا چیه ؟تو روحیه ات حساسه الان

ممنونم

ممنون خداکنه

1 Likes

امروز دومین باره که اینجا درد دلای زنا رو در خصوص بدرفتاری شوهراشون میخونم واقعا ناراحت کنندس و باید برخورد جدی کرد با اینجور مردا

2 Likes

آخی عزیزم ⁦❤️⁩ خدا نکنه…

چرا اینجوری میکنه؟

واقعا بعضی از آقایون متوجه نیستن
تعیین جنسیت در بارداری با مرد هست نمیدونم چرا فکر میکنن خانم مقصر هست چه فرقی بین دختر وپسر وجود داره هر دو برکتن تازه دختر همیشه بیشتر به داد خانواده میخوره توکلت به خدا باشه و مواظب خودتون باشین

3 Likes

اتفاقا کاملا توجیه شده چندسال قبل…دکتر بهش توضیح داد…ولی بازم اذیت میکنه

پس نمیخواد قبول کنه منم مثل شما باردارم بچمم دختر خدار رو شکر چاره ای نیست فعلا باید سلامتی خودت وبچه برات مهم باشه چون نمیتونی همسرت رو تغییر بدی

عزیزم جز به خودت و بچه ات به هیچی قکر نکن منم بادگرداری سختی رو گذروندم همسرمنم دست روم بلند کرد نه ماه رو داغون بودم. و همین خیلی روی بچه ام تاثیر گذاشته بچه ام خیلی ناارومه تا الان که بشه دوسال و نیم اندازه صدسال پیر شدم. ی نصیحت خواهرانه میکنم هرچند میدونم سخته سعی کن بیخیالی طی کنی و اهمیت ندی وگرنه مثل من تو سن سی سالگی مثل زن شصت ساله بنظر میایی

1 Likes

همه اینجورن بخدا شوهرمنم همینجوره هرشب غرمیزنه منم همش گریه میکنم میگم خداحواست به بچم باشه

هیچ کاری نمیکنه میگه خودت کاراتو بکن خواهرای من همه خودشون کاراشون کردن

سلام خدارو شکر شوهر من خیلی آرومه

عزیزم منم تقریبا مثل شما بودم با این تفاوت که تو این بارداریم دست بزن نداشت . دائم پیش خانواده اش هستش . به خدا توکل کن و از خودش کمک بخواه با خودشم تو موقعیت مناسب حرف بزن بگو من شرایط خوبی ندارم که بیام مغازه واستم

رها جان دوران بارداری واقعا دوران عجیبیه،،همگی ما به دلایل متفاوت با ناراحتی ها و عوارض هاش روبرو شدیم اما بدرفتاری همسر بدترین دلیلیه که میشه بخاطرش اذیت شد،من به دلیل فوت پدرم دوران بدی داشتم و تمام حالت های افسردگی رو توی بارداری و بعد از زایمان تجربه کردم واقعا بده :pensive:،،گلم دوستای عزیز همه توصیه هایی بت کردن همه همشون ارزشمند و مهم بودن
سعی کن زیاد دمپرش نباشی ک برسید به برخورد فیزیکی الان دیگه فقط بخاطر اون طفل معصوم اونم دختر که مطمئنا طبیعت حساستر و شکننده ایی داره،،،سعی کن فایل های صوتی قرآن زیاد گوش بدی هم برای آرامش خودت هم بچه این روزا خودتو باذکر کردن سرگرم کن
به سیسمونیت برس تا جایی ام که میتونی کنار همسرت باشی باش که حساسش نکنی (البته الان دارم به همه مردا تو دلم فحش میدم که چرا بعضی وقتا ما زنا رو نمیفهمن :wink::wink:)
مردا وقتی از کاراشون پشیمون شدن ک پیر و ضعیف شدن دیگه،،تا جوونن مغرورن

سپاس از همگی

در مورد زدن باید بگم که زیاد نیست ولی همین از قبل بیشتر شده که فکر کنم بخاطر اینکه به مادرش گفته جری تر شده چون قبلا یه سری که زده بود و به مادرش گفته بود روز بعدش رفته بودم خونشون انگار نه انگار…به روی مبارکشون نیاورده بودن حتی کم محلی هم میکردن انگار که من مقصر باشم :rage:
این دفه هنوز نرفتم خونشون دلم میخاد بهشون بگم که جلوی پسرشون بگیرن اگه بچم چیزیش بشه مقصره ولی میترسم طلبکارم بشن

مسئولیت محتوای ارسال شده بر عهده شخص منتشر کننده است و مامی‌گپ هیچگونه مسئولیتی در قبال مطالب ارسالی کاربران ندارد.