خسته شدم از این بلاتکلیفی

هر لحظه تن و بدنم میلرزه که نکنه یکیو دوست داره احتمالش هست ولی ترسناکه میدونم منطقی نیست اما وضعیت آزار دهنده ست خانواده م هم پشتم نیستن میدونم اگه باهاشون صحبت کنم مثل بقیع ی کارام مخالفت میکنن وگرنه بهش میگفتم دوستش دارم اولش خیلی قوی بودم و منطقی همش میگفتم اگه با یکی ازدواج کنه ناراحت نمیشم اما الان دارم راه درستو گم میکنم توی همه موقعیت های زندگیم
اینقدر نبود حس میکنم دوباره دارم خشمگین میشم

1 Likes
مسئولیت محتوای ارسال شده بر عهده شخص منتشر کننده است و مامی‌گپ هیچگونه مسئولیتی در قبال مطالب ارسالی کاربران ندارد.