خاطرات سخت و شیرین زایمان ماهور

سلام دخملاااا چه حال چه خبر ؟
من اومدم:heart_eyes:

البته هنوز نتونستم ریتم روزانه زندگیمو درست کنم ولی الان وقتم یکم باز شد اومدم

بالاخره منم مامان شدم و گل دخملم دنیا اومد :smiling_face_with_three_hearts::smiling_face_with_three_hearts:
روزی همگیتون الهی :palms_up_together::palms_up_together::palms_up_together:

خب از زایمانم بگم که
خیلی سخت بود خیلی من سزارین پر دردی رو تجربه کردم شاید برعکس خیلی ها
هنوزم دارم با دردها و عوارضش میجنگم :muscle::muscle:

ساعت ۱۲شب چهارشنبه رفتم بیمارستان تا کارهای پذیرشم رو انجام بدن و بستری بشم که صبح پنج شنبه عمل بشم
بماند که تموم شب بیدار بودم و اصلا نخوابیدم چون هم اتاقی من خانومی بود که سزارین کرده بود و جوجش تا خود صبح گریه کرد و من عملم یادم رفت بجاش بچه اونو نگهمیداشتم
خلاصه ساعت ۶ صبح یهو اومدن گفتن بیا بریم اتاق عمل اصلا نفهمیدم چجوری به شوهرم زنگ زدم و سریع رفتم دنبال پرستاری که اومده بود دنبالم
۵ دقیقه بعد تو اتاق عمل روی تخت بودم لباسمو باز کردن بدنمو با بتادین استریل کردن و سوند وصل کردن
دکتر بیهوشی اومد تو کمرم امپول بی حسی زد و ۱۰ دقیقه بعد به پارچه ابی جلوم بود
چیزی نمیدیدم و حس نکردم اون لحظه ولی میدونستم چه خبره
همون موقع دچار افت ناگهانی فشار شدم که دکتر و کادر اتاق عمل تا حدی به وحشت انداخت ولی یهو دخترمو نشونم دادن حالم دوباره خوب شد
من منتظر بودم زودتر عملم تموم بشه دخترمم کنارم داشت گریه میکرد
کل عمل من از اول تا اخر ۴۰ دقیقه طول کشید و منو بردن ریکاوری دخترمم بردن بخش
تو اتاق عمل قبل از اتمام کامل کار من حس انگشتای پام بهم برگشت جوری که نیم ساعت نشده من کاملا پاهام و درد رو حس میکردم که برای این خاطر از پمپ درد استفاده کردم اما باز هم ۱۲ ساعت درد رو تحربه کردم
وقتی رفتم بخشدخترمو اوردن پیشم
اون لحظه گریه میکردم نمیدونستم از درد یا از خوشحالی
ولی همین که جوجمو میدیدم راضی بودم
بعد از ۱۲ ساعت پرستار اومد گفت باید از تخت بیای پایین
واااااااای چشمتون روز بعد نبینه
مرگ به چشمم دیدم
یعنی انگار همون لحظه صدتا چاقو باهم فرو میرفت تو شکمم اصلا نمیتونستم بایستم خواهرم زیر بغلمو گرفته بود و من داد میزدم با تمام وجود
الان ۶ روز میگذره
من هنوز درد دارم انگار زیر شکمم بازه هنوز با دستها و پاهای ورم کرده درد کمر و درد شونه
اما همش یه طرف داشتن فرشته خدا هم یه طرف :pray::pray::pray::pray::pray::pray::pray::pray::pray::pray::pray::pray::pray:

البته تو این ۶روزم کم دردسر نداشتم ولی خب دیگه زندگی همینه

در اخرم
مرسی که همتون یادم بودین
مرسی که توی شادی به دنیا اومدن دخترم سهیم بودین
مرسی از همه محبتهاتون و خوبیهاتون
ببخشید که دونه دونه از همتون تشکر نکردم

هنوز نمیتونم مثل سابق مرتب پیشتون باشم
ان شألله اوضاعم بهتر بشه بیشتر میام

مرسی دوستای خوبم :kiss::kiss::kiss::kiss::kiss::kiss::kiss::kiss::kiss::pray::pray::pray::pray::pray::pray::pray::pray::pray::pray::pray::pray::heart::heart::heart::heart::heart::heart::heart::heart::heart::heart::heart::heart::heart::heart::heart::heart::heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes::smiling_face_with_three_hearts::smiling_face_with_three_hearts::smiling_face_with_three_hearts::smiling_face_with_three_hearts::smiling_face_with_three_hearts::smiling_face_with_three_hearts::smiling_face_with_three_hearts::smiling_face_with_three_hearts::smiling_face_with_three_hearts::smiling_face_with_three_hearts::smiling_face_with_three_hearts::smiling_face_with_three_hearts::smiling_face_with_three_hearts::smiling_face_with_three_hearts::smiling_face_with_three_hearts:

81 Likes

سلام گلم
خداروشکر ک بهتری و الان فرصت کردی اومدی مامی گپ
واقعا هممممممممه ی این دردا می ارزه ب مادر شدن:heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes:

3 Likes

خداروشکر که دخمل تون سالم به دنیا اومد
قدمش خیر باشه :heart_eyes: :confetti_ball:
به امید خدا زودتر این دردها و دردسرهای زایمان هم تموم میشه :rose:

8 Likes

سلام عزیزدلم
مرسی هلن جونم
اره واقعا با همه این احوالات به همه دردهاش می ارزه
خدا قسمت همه بکنه

3 Likes

مبارک باشه ماهورجان :heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes::heart:

3 Likes

مبارکت باشه ماهور :heart_eyes::heart_eyes:
ماهور تو این ۶روز وزن کم کردی؟

3 Likes

راستی ماهور وزن آروشا رو نگفتی بهمون :heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes:

2 Likes

ممنونم خانوم حکیمی گل
ان شألله نوبت زایمان خودتون
:palms_up_together::palms_up_together: سالم و سلامت بغل بگیرین فندقتونو :heart:

8 Likes

عکس دخملی هم بزار

2 Likes

مرسی بهار جونم
قسمت خودت باشه الهی عشقم :palms_up_together::palms_up_together::palms_up_together::palms_up_together::palms_up_together::palms_up_together:

3 Likes

فدات شم مرسی :pray:t2: :rose:

3 Likes

ممنون شادی جونم فدات
والا همون اول یه ۵ کیلو کم کردم ولی بعدش نه

2 Likes

۳۲۷۰بود گلم

5 Likes

ای جون دلم نفس خاله:kissing_heart::kissing_heart::kissing_heart:

2 Likes

فعلااین چند روز درگیر زردی شده بچم اب شده الان زیر دستگاهه

1 Likes

من همش نگران وزن بعد زایمانمم :woman_facepalming::woman_facepalming:
ورمت کم شده یا کامل رفته؟

2 Likes

امروز یکم کمتر شده
وزنت میاد پایین ولی زمان میبره
من هنوز شیکمم گنده است لباسام اندازم نیست

2 Likes

خداروشکر انشاالله ک سریع ب روال عادیت برگردی عزیزم
من قبل بارداری ۳ماه قبلش بینیم عمل کردم، میترسم ماهای اخر داغون بشه :joy:

4 Likes

مریم جانم تبریک‌میگم عزیز دلم از صمیم قلبم الهی زیر سایت با ناز پدر مادر بزرگ بشه آروشای عزیزم خداروشکر که حالت خوبه و فرشته کوچولوت کنارته.برا منم دعا کن عزیز دلم:heart::heart::kissing_heart::kissing_heart:

2 Likes

:joy::joy::joy: گنده میشه شک نکن
من اصلا صورتم عوض شده

2 Likes
مسئولیت محتوای ارسال شده بر عهده شخص منتشر کننده است و مامی‌گپ هیچگونه مسئولیتی در قبال مطالب ارسالی کاربران ندارد.