بباین بازی جمله سازی

در سفینه نشسته بودم تنها میخواستم پاشم برم آبمیوه بیارم بخورم ک دستم خورد ب گلدان و گل افتاد شکست خیلی ناراحت شدم گفتم آبمیوه کوفتم شد ک ناگهان پسرم اومد گفت مامان بیا توپ بازی کنیم:joy::joy::joy:

4 Likes

تو خونه نشسته بودم حامله هم بودم بدجوری هوس شکلات کردم رفتم از تو کیفم پول برداشتم رفتم مغازه شکلات و آب خریدم همونجا جلو مغازه رو پله نشستم خوردم دندون درد گرفتم خواستم آبمو بخورم ک دزد خیر ندیده بردش :sweat_smile:

3 Likes

عالی:joy::joy::joy::joy::joy:

2 Likes

قوربونت برم:slightly_smiling_face::slightly_smiling_face:

2 Likes

:heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes:
چه رویایی
مرسی مهتاب عزیز :rose:

1 Likes

:grin::joy::joy::joy:

1 Likes

دشمنت شرمنده جانم
خداقوت :rose::heart:

1 Likes

خیلی خوب بود :joy::joy:
مرسی که شرکت کردی :rose:

1 Likes

مرسی عشقم
چالش خوبی بود :ok_hand::heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes::heart_eyes:

1 Likes

اختیار دارید ما در خدمت همه هستیم :rose:

2 Likes

مرسی از لطف تون :sweat_smile: :pray: :rose:

1 Likes

اونایی که تنها گل می کشن توهم می زنن توپ شون سفینه فضاییه که داره آبمیوه می خوره :stuck_out_tongue_winking_eye:

2 Likes

چرادیگه کلمه جدیدنمیذاری جمله بسازیم؟

1 Likes

در جاده منتهی به دریا لاکپشت به آرامی میرفت
ساعت از ده گذشته بود ماشین ها به سرعت نور از کنارش میگذشتن اما او با آرامشی وصف ناپذیر جاده را طی میکرد .دخترکی با کفش های صورتی در مقابلش ایستاد و اورا در آغوش گرفت .حالا لاکپشت نیز سوار بر همان ماشین هایی بود که با سرعت از کنارش میگذشتند .

1 Likes

قوربونت چرا دیگه ادامه ندادی خوب بود که:thinking:

1 Likes

ساعت 6زیر نور ماه کنار دریا یه لاک پشت رو با ماشین صورتیم زیر کردم :joy:

1 Likes

خوب نگاهته :kissing_heart::rose:

1 Likes

قربان شما :rose:

:joy::joy::joy::joy:

1 Likes

چشم میزارم سرم شلوغ بود نرسیدم امروز بیام :rose::heart::kissing_heart:

مسئولیت محتوای ارسال شده بر عهده شخص منتشر کننده است و مامی‌گپ هیچگونه مسئولیتی در قبال مطالب ارسالی کاربران ندارد.