الهی یادم بده ...🌹🥀

الهى یادم بده آنقدر مشغول عیب‌های خودم باشم که عیب های دیگران رانبینم.

یادم بده اگر کسی را بد دیدم قضاوتش نکنم، دعایش کنم

یادم بده ،بدی دیدم “ببخشم” ولی بدی نکنم چرا که نمیدانم بخشیده میشوم یا نه

یادم بده اگر دلم شکست نفرین نکنم دعا کنم،اگر نتوانستم سکوت کنم
یادم بده اگر سخت بگیرم “سخت میبینم”
یادم بده به قضاوت کسی ننشینم چرا که در تاریکی همه شبیه هم هستیم.

یادم بده از آدمها خرده نگیرم اگر بد شدند حتما جایی بدی دیدند

خدایا آدمهای بد را از سر راهمان در حال و آینده بردار توفیق بده خوب باشیم و خوب بمانیم.
@hesse.khoob

4 Likes

بهترین جواب ها

:heart::sparkles:بهترین جواب بدگویی:سکوت
:green_heart::sparkles:بهترین جواب خشم :صبر
:blue_heart::sparkles:بهترین جواب درد:تحمل
:purple_heart::sparkles:بهترین جواب تنهایی:تلاش
:yellow_heart::sparkles:بهترین جواب سختی:توکل
:heart::sparkles:بهترین جواب خوبی:تشکر
:green_heart::sparkles:بهترین جواب زندگی:قناعت
:blue_heart::sparkles:بهترین جواب شکست:امیدواری

:point_left:t2:یادمان باشد…
با شکستن پای دیگران
ما بهتر راه نخواهیم رفت

:point_left:t2:یادمان باشد…
با شکستن دل دیگران
ما خوشبخت تر نمی شویم

:point_left:t2:کاش بدانیم…
اگر دلیل اشک کسی شویم
دیگر با او طرف نیستیم
باخدای او طرفیم

ای کاش…
انسانها …
انسان بمانند

2 Likes

متن فوق العاده زیبا بود :+1::heart_eyes::bouquet:

فدااات

1 Likes

:tulip::tulip::tulip:
ازخانمی ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ :
ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺍﻡ ﭘﺴﺮ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﺕ ﻫﺮ ﺩﻭ
ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ،
ﺁﯾﺎ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﺿﯽﻫﺴﺘﻨﺪ ؟

ﺧﺎﻧﻢ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﺩﺧﺘﺮﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺷﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ . ﺍﺑﺪﺍ ﺩﺳﺖ
ﺑﻪ ﺳﯿﺎﻩ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ ﻧﻤﯽ ﺯﻧﺪ ،ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﺩ ،ﺑﻌﺪﺍزﻇﻬﺮﻫﺎ ﻫﻢ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺑﺪ ،ﻋﺼﺮ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﺵ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻭ ﺷﺐ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺗﯽ ﻣﺜﻞ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﻭ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺳﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮔﺮﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﯾﻘﯿﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺩﺍﻣﺎﺩﻡ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺩﺍﺷﺘﻦ چنین ﻫﻤﺴﺮﯼ ﺳﻌﺎﺩﺗﻤﻨﺪ ﺍﺳﺖ !

ﭘﺮﺳﯿﺪ ﻭﺿﻊ ﭘﺴﺮﺕ ﭼﻄﻮﺭ ﺍﺳﺖ ؟
ﮔﻔﺖ : ﺍﻭﻩ ﺍﻭﻩ !!! ﺧﺪﺍ ﻧﺼﯿﺐ ﻧﮑﻨﺪ ! ﺑﻼ ﺑﺪﻭﺭ ، ﯾﮏ ﺯﻥ ﺗﻨﺒﻞ ﻭ ﻭﺍﺭﻓﺘﻪ‌ﺍﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﻮﻫﺮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﻨﺒﻞ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ!

ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺳﯿﺎﻩ ﺳﻔﯿﺪ ﮐﻪ ﻧﻤﯽﺯﻧﺪ . ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﺑﺨﻮﺭﺩ، ﺗﺎ ﻇﻬﺮ ﺩﻫﻦ ﺩﺭﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ،ﺑﻌﺪازﻇﻬﺮ ﻫﺎ ﺑﺎﺯ ﺗﺎ ﻏﺮﻭﺏ ﺧﺒﺮ ﻣﺮﮔﺶ ﮐﭙﯿﺪﻩ ! ﻋﺼﺮ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻭ ﺗﺎ ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮔﺮﺩﺵ ﺍﺳﺖ، ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﺯﻥ ، ﭘﺴﺮﻡ ﺑﺪﺑﺨﺖ شده…

:small_orange_diamond: ضرب المثل :
آنچه به خود نمى پسندى
به ديگران روا مدار:+1:

@harfekhoub

3 Likes

خانه ات که اجاره ای باشد

:point_left: دائم به کودکت می گویی :

:point_left: میخ نکوب

:point_left: روی دیوارها نقاشی :art:نکش

:point_left: و مراقب خانه :house:باش

:pencil2: اما اینهمه مراقبت برای چیست ؟!

:point_left: چون خانه :house:مال تو نیست مال صاحبخانه ست …

:point_left: چون این خانه:house: دست تو امانت است
:rotating_light: خانه ی :house:دلت :heart:چطور !؟
:red_circle: خانه ی دل تمامش مال خداست
:red_circle: در خانه ی خدا نقش دورویی،کینه،حسد،خیانت ،دروغ کشیدن و کوبیدن میخ خودخواهی ،غرورکاذب ممنوع . . . !
مراقب باش:hibiscus:خانه ی دلت همیشه آباد

3 Likes

:heavy_heart_exclamation:یکی از تکان دهنده ترین جمله هایی که در فرهنگ بشری گفته شده، جمله زیر از امیرالمومنین علی علیه السلام در یکی از دعاهاي نهج البلاغه است.

" اللهم اجعل نفسی اول كريمة تنتزعها من كرائمی"

“خدایا کاری کن که از چیزهای ارزشمند زندگی، جانم اولین چیزی باشد که از من می گیری:ok_hand:

یعنی نکند قبل از اینکه جانم را بگیری، شرفم، انسانيتم، عدالتم، و… گرفته شده باشد و تبدیل به یک تفاله ای شده باشم که تو جانم را می گیری.:pensive:
و این همان جمله معروف است که می گوید:

ما آمده ایم تا زندگی کنیم
و قیمت و ارزش پیدا کنیم؛
نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم:ok_hand:

@harfekhoub

2 Likes

متن جالبیه:
وقتی میمیریم ما را به اسم صدا نمیکنند و درباره ما میگویند: جسد کجاست ؟
و بعد از غسل دادن میگویند :جنازه کجاست ؟
وبعد از خاک سپاری میگویند: قبر میت کجاست ؟
همه لقب ها و پست هایی که در دنیا داشتیم بعد از مرگ فراموش میشه
مدیر ، مهندس ، مسؤول ، دکتر، بازرس…
پس فروتن و متواضع باشیم…نه مغرور و متکبر…
پس به چی مینازید؟؟؟؟؟!!!

عارفی گفت : آنچه ازسر گذشت ؛ شد سرگذشت!!!
حیف بی دقت گذشت؛ اما گذشت!!!
تاکه خواستیم یک «دوروزی» فکرکنیم!!!
بردرخانه نوشتند؛ درگذشت…‌.
پس تا هستیم با هم خوب و مهربون باشیم!

@harfekhoub

2 Likes

همه متن ها زیبا و آموزنده بودند :ok_hand:
خداکنه بتونیم تو زندگی بهش عمل کنیم

فداتم اجی :rose:

اره والا کاش بتونیم

1 Likes

روزی یک کشتی پراز عسل:honey_pot: در ساحل لنگر انداخت وعسلها :honey_pot::honey_pot:درون بشکه بود…

پیرزنی آمد که ظرف کوچکی همراهش بود و به بازرگان گفت:

از تو میخواهم که این ظرف را پر از عسل:honey_pot: کنی. تاجر نپذیرفت وپیرزن رفت…

سپس تاجر به معاونش سپرد که آدرس آن خانم را پیدا کند و برایش یک بشکه عسل ببرد
آن مرد تعجب کرد وگفت
ازتو مقدار کمی درخواست کرد نپذیرفتی والان یک بشکه کامل به او میدهی؟

تاجر جواب داد :
ای جوان او به اندازه خودش در خواست میکند و من در حد و اندازه خودم میبخشم…

:dizzy:پروردگارا…
کاسه های حوائج ما کوچک و کم عُمقند، خودت به اندازه ی سخاوتت بر من و دوستانم عطا
کن که سخاوتمندتر از تو نمیشناسیم…

آرزوهايتان را به دستان خدا بسپارید:heart:

@harfekhoub

1 Likes

گپ‌های این سالن به صورت خودکار پس از گذشت 15 روز از آخرین پاسخ بسته میشن، بعد از اون ارسال پاسخ جدید دیگه مجاز نیست. اگه می‌خواید راجع به همین موضوع صحبتی داشته باشین، می‌بایست گپ جدیدی رو آغاز کنین.

مسئولیت محتوای ارسال شده بر عهده شخص منتشر کننده است و مامی‌گپ هیچگونه مسئولیتی در قبال مطالب ارسالی کاربران ندارد.